قطب الدين الراوندي
140
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
--> = مىكنيم ، و نصيب ميّت دوم از ارث ميّت اول به گونهاى قرار داده مىشود كه بر وارثان وى به طور صحيح و بدون كسر قابل قسمت باشد ؛ حال وقتى وارثان ميت دوم را با وارثان ميّت اوّل مقايسه مىكنيم از چهار حال بيرون نيست : الف ) وارث و استحقاق هر دو متّحد است ؛ يعنى وارثان ميّت دوم همان وارثان ميّت اوّل هستند ، و جهت ارث بردن آنها از ميّت دوم همان جهت ارث بردن آنها از ميّت اوّل است ؛ مانند أخوّت . به ديگر سخن وارثان دوم همان وارثان اوّل هستند بدون اختلاف درقسمت . دراين صورت قانون اين است كه اموال هر دو ميّت بسان فريضه واحده مىباشد ؛ يعنى اموال بجا مانده ازهر دو ميّت را روى هم ريخته و يك جا تقسيم مىكنيم . مثل اينكه سه برادر و سه خواهر از يك جهت وجود داشته باشند ؛ ابتدا يكى از برادران بميرد بعد برادر ديگر بميرد سپس يكى از خواهران بميرد . و در پايان خواهر ديگر بميرد ، و در نتيجه يك برادر و يك خواهر بجا بماند ؛ اگر برادر و خواهر مادرى باشند به طور مساوى اموال بجامانده از هر چهار ميّت را تقسيم مىكنند . و اگر برادر و خواهر پدرى يا مادرى باشند ، مذكّر دو برابر مؤنّث برمى دارد . ب ) وارث متّحد است ولى استحقاق مختلف است ؛ مثل اينكه مردى بميرد و سه فرزند از خودش بجا گذارد . سپس يكى ازآنها بميرد و غير از دو برادر ياد شده وارث ديگرى نداشته باشد ؛ در اينجا جهت استحقاق در فريضه مختلف است ؛ زيرا جهت استحقاق در فريضه اوّل ، بنوّت است ، و در فريضهء دوم أخوّت است هرچند وارث متّحد است ، يعنى همان دو نفرى كه از ميّت اوّل تحت عنوان بنوّت ارث مىبرند از ميّت دوم تحت عنوان أخوّت ارث مىبرند . ج ) عكس صورت پيشين ؛ يعنى استحقاق متّحد است و وارث مختلف است ؛ مثل اينكه مردى بميرد و دو پسر از خود به جابگذارد . سپس يكى از پسران بميرد و از خود پسرى به جابگذارد ؛ دراينجاجهت استحقاق درهر دو فريضه يكى است كه بنوّت باشد ؛ زيرا درفريضه اوّل وارث ، فرزند ميت است و در فريضه دوم فرزند آن فرزند وارث است . د ) وارث و استحقاق هر دو مختلف است ؛ مثل اينك مردى بميرد و از خود همسر ، و دختر به جا گذارد . سپس زن هم بميرد و از خود پسر و دخترى از غير ميّت به جا گذارد ؛ دراينجا همان گونه كه مشاهده مىشود جهت استحقاق در فريضه اوّل زوجيّت است و در فريضه دوم بنوّت است . همچنين در فريضه اوّل ، وارث زن و فرزندان ميت هستند ، و درفريضه دوم ، وارث ، اولاد ميّت هستند . حال دراين سه صورت گاه مسأله به عمل ديگرى غير از آنچه مسأله اوّل به آن نياز دارد ، نياز پيدا مىكند [ مثلاً قبل از مرگ نفر دوم عمل تنصيف كفايت مىكند ولى پس از مرگ نفردوم وباتوجه به وارثان وى نيازمند عمل تربيع مىشويم ] وگاه نياز پيدا نمىكند ؛ تفصيل مطلب آنكه : به نصيب ميّت =